أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

518

قانون ( فارسى )

ج - سينه : سينهء پهن و گشاد ، درصورتىكه سبب پهنى و گشادى سينه ، بزرگى جرم مغز نباشد - كه سر بزرگ نشانهء حجم بزرگ مغز است ، و هرجا سر بزرگ هست بايد از مغز پر باشد و مغز زياد را در برگيرد ، و اگر مغز زياد بود ، سبب بزرگى نخاع مىشود ؛ نخاع پرمايه و بزرگ حجم ، سبب رويش مهره‌ها مىشود و دنده‌ها از مهره‌ها مىرويند - نشانهء حرارت مزاج قلب است . پس منظور سينهء گشاد و پهن كسى بود كه سرش كوچك يا ميانه است و نبضش نيرومند است كه اين دليل بر حرارت مزاج قلب است . نتيجه اين بود كه اگر سينه پهن و گشاد است و سر صاحب سينه بسيار بزرگ نيست و نبض نيرومند است دليل بر حرارت قلب است . ضد آن دليل بر سرد مزاجى است ، مشروط بر اينكه سر كوچك - كه مغز كم دارد - سبب كوچكى سينه نشده باشد . يعنى اگر سينه در خلقت كوچك بود سر كوچك باشد يا نباشد امّا نبض تند و نيرومند بزند ، دليل بر سردمزاجى قلب است . د - پوست در لمس : اگر بر پوست سينه موى زياد هست و به‌ويژه اگر مو فرفرى است ( مجعّد ) است ، دليل بر حرارت قلب است . كم‌مويى و بىمويى پوست سينه دليل بر سردمزاجى قلب است ، مشروط بر اينكه كم‌مويى يا بىمويى سينه سببش زياد رطوبى بودن بدن يا از اثر هوا و محيط زيست يا از اثر مراحل عمر نباشد . اگر اين شروط كه ذكر كرديم موجود نباشد - كه سبب بىمويى يا كم‌مويى سينه شده باشند - بايد دانست مادهء دودى - كه سبب پرمويى سينه مىشود - چندان نيست كه كار را چنان‌كه بايسته است انجام دهد ؛ اين در حالى است كه مو بر سينه كم روييده باشد . اما اگر اصلا سينه مو ندارد ، دليل بر خشكى مزاج قلب است و معلوم مىشود كه مادهء دودى - كه سبب رويش موى بر سينه است - اصلا در بدن شخص وجود ندارد . ه - روىآورها و اثر آنها بر قلب : اگر سراپاى بدن بدون استثنا حرارت غير عادى داشت ، دليل بر حرارت مزاج قلب است و اين دليل هنگامى كاملا درست است كه طحال و كبد از برودتى كه دارند به قلب كمك نكرده باشند و حرارت قلب را تعديل ننموده باشند . اگر كلّيهء بدن بدون استثنا سرد است ، دليل بر سردمزاجى قلب است و اين هنگامى مستند است كه كبد در مقابل سردمزاجى قلب به نوعى مقاومت نكرده باشد و سردمزاجى آن را تعديل ننموده